-
❤☂☁❤فرشته زمینی !!! من❤☁☂❤.❤❤طلسمت میکنم به اسم خودم تا کس دست نزار رو دستت گلم❤❤
سلام
شب
بخیر
امشب تصمیم گرفتم آدرس این وب رو براتون اس کنم امید وارم پشیمون نشم. ( ولی میدونم پشیمون میشم ).
بدلیل اینکه فهمیدم دوست شما به وب قبلی من میرفته شایدم بره صلاح ندانستم چیزایی که مینویسم رو کسی بخونه .
یه
خواهش دارم آدرس این وب برای همیشه پیشه خودتون بمونه اگه میتونید!!! چون
من مطالبی که زحمت چند ساله ی من بود رو پاک کردم تا اینکه این مطالب رو
اینجا بنویسم. ( بدوستتون ندید و از این وب چیزی نگید ) . و از چیزایی که
میخونید ...
اینجا مطالبی هست که صددرصد ناراحت میشید . پس جز شعرها چیزای دیگه رو نخونید.( خواهشا؟
)
پس نخندید

راستی این چیزایی که مینویسم شعر نیست دل نویسه وگرنه شعر جای کار داره که نکه نتونم وقتش روندارم.
بعد هر کدوم رو توی شرایطش بودم و نوشتم خیلی موضوع های دیگه هست که
نزاشتم چون من علاقه زیادی به شعرای سیاه دارم پس بعضی از اونایی که نوشتم
قابل گذاشتن نبوده.( بهم نخندا بکسی هم نگیدددد ).
برچسبها: راگا62, حمید62, 81
فقط تو81
((این
شعر تقدیم به تو * 81 * که اولین و آخرین بودی و هستی و خواهی بود ثابت میکنم.))
تو اوج بی کسی تنها کسم تو
تو تاریکی شب فانوسه راهم فقط تو
نماز صبحه من ذکرِش فقط تو
تو تنهایی بی تو فقط خاطرِ من تو
این همه خاطره تو فکرِ منه همشون پاک فقط تو
بین این همه گل تووی دنیا شاه گلِ من فقط تو
نمیخوام این همه گل تک گلِ من فقط تو
بین این همه همدرد درمونم فقط تو
این همه یار تنها یاورم فقط تو
یا تو یا هیچکس فقط تو
جز ترس از خدا بهونه ی زنده بودنِ من فقط تو
تو کار خدا موندم این همه زیبایی فقط در تو
خوش سلیقم نمونَشَم فقط تو
عشق اول عشق آخر عاشقَم من عاشقِ تو
این همه گفتم تو اونم فقط به خاطر تو
تو گفتی حمید جای شما* بهم بگو تو
سرِ قولم به تو بودم جای شما گفتم تو!
جالبه بدونی بعد از تو هیچکی فقط تو!
* به جای این بیت میشود از بیت زیر استفاده شود.
( تو خواستی بگم جای شما تو فقط تو )
1390.10.5
ساعت 12:30 ظهر
برچسبها: فقط تو81

**62**

کم آوردی گل نازم
تا فهمیدی دوست دارم
تا فهمیدی که میخوام با تو باشم
تا فهمیدی تو رو میخوام
زدی زیر همه حرفات
گفتنِ دوسِت دارَمات
تو با من بودی ...اما
همه فکرت پیشه اونا
قصد تو از این رابطه
فقط آزار من بودُ
آزار من بودُ
آزارمن
بود

**62**

وقتی بهش گفتم دوست دارم و فهمید حس منودیگه اونی که قبلا بود نبود و حتی آلان با تظاهری که میکنه بازم مثل قبل نیست و میدونم نخواهد بود
بهم گفتن حمید نگو حس خودت رو نشون نده
ولی گوش نکردم
اشتباه کردم
من
تنها 62
بی 81
میخوام دار بزنم غرورمو
*******
***************
تکمیل شده در 1390.10.5خیلی حس من گل کرده بود
دلم گرفته بود
کاش واقعا حسی داشتی برای بودن
تنهایی بی تو
من

**62**

نمي تونم دروغ بِگم
که من تورو کم ندارم
نمي تو نم بهت بگم
که من تو رو دوست ندارم
نمي تونم من نَميرم
از غم دوريت مي ميرم
نمي تو ني باور کني
که من چقدر دوست دارم
نمي تونم باور کنم
با اون همه بی وفایی
بازم بگم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

**62**

این اگه بشه بهش گفت شعر اولین شعرم بوده.
*این شعر نوشته بنده نمی باشد چون با حال و روزم میخورد گذاشتم.
تا در آرَم من صدای غم ز گیتار
به گُمانم آمد
گیتار هم دل پر درد دارد
نمیدانم اشک آمده زگیتار ز دیدگانه تَرَم بود
یا ز غمِ گیتار من بود
نمیدانم!!
***62**81***
تا خودِ صبح مااشک ریختیم
من به یادِ تو
گیتار هم از دل خود
.
.
.
اشکها ریختیم
این دل نوشته رو3.10.1390 روز پنج شنبه سرکلاس نقشه خوانی کنترل نوشتم.البته چند بیت دلنوشت اونم از نوع سیاه نوشتم که فعلا وقتش نیست که آپ کنم...
امشب فقط خواستم یه تجربه که خودم کردم رو براتون بگم که هیچ وقت انجام ندید...
*************
فقط بکسی که دوست دارید هیچ وقت نگید ابراز نکنید چون بخدا قسم کم میاره و جا میزنه
مثل کسی که همیشه به من میگفت حست رو بگو که من نمیگفتم بعد که گفتم همچین جا زد که من به خودم هنوز میگم اون حرفا رو کی میزده به من ، اون دوستت دارما یا اون عزیزم گفتنا که به من میگفته برای چی بوده
که آلان که حسم رو به زبون آوردم میگه به من وابسته نباش اینم حرفه که میزنی.
دخترا کسی رو میخوان که فقط براشون خالی ببنده (قوپی در کنن) ، حال میکنن . آدمی که بازی شون بده رو خیلی دوست دارند نمیتونن کسی رو که به چشم ابزار و تفریح نیگاه شون نکنه رو ببینند. بد بختانه دوست دارند همیشه ابزار باشند چرا دوست دارن نمیدونم.
مثل یه از نا رفیقای من که میدونسته من بایکی از دخترا کلاسم بازم خودشو برای رفیق ما لوس میکنه خیلی جالبه که سنش از بابا بزرگ ماموت دو سال کوچیک تره .
مثلا 5شنبه داره میره از کلاس بیرون برای کاری ، برای رفیق ما زبون در میاره فکر میکنه شیرینه ( آدمه وزه ، گوشت تلخ ) دیگه چی بگه آدم این آدم رو خدا زده دیگه که با این سن و سال برای یه دختر خیلی کوچیکتر از خودش اینقدر خودش ذلیل میکنه.
اینا را چون فعلا با عشقم در قطع رابطه ام باید به یکی بگم کسی بهتر از شما پیدا نکردم.
حلقه

**62**

یه حلقه دیدم تویه دستت
برای همه عمرم دیگه بسته
دیگه نمیخوام با کسی باشم
حتی اون کس آسمونی نه !
حتی خوده فرشته باشه
فرشته زمینی من باشه
نمیخوام
نمیخوام
نمیخوام

**62**

این رو وقتی نوشتم که تو دستش یه حلقه دیدم ، بعد فهمیدم که خدا روشکر سوء تفاهم بودسر همین سوء تفاهم متاسفانه کارم به بیمارستان کشید.
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس که از سرما لرزيدم...
بس که اين کوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد...
خسته شدم بس که تنها دويدم...
اشک گونه هايم را پاک کن و بر پيشانيم بوسه بزن...
مي خواهم با تو گريه کنم
...
خسته شدم بس که...
تنها گريه کردم...
مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ايستادم
عاشقی هم ممنون
یادتونه گفته بودم عاشقی ممنوع ولی نمیدونم چرا خودم شدم
که وقتی میبینمش زبمونم که میگیره هیچ ، حتی نمیتونم صورتش رو ببینم که حداقل تو خواب ببینمش.
باور میکنید داره نزدیک به یه سال میشه که میشناسمش ولی تا حالا نتونستم صورتش رو واقعا ببینم که تو خاطرم بمونه.
واقعا نوبرم. میدونم.
اینم میدونم که خیلی بزرگتر از دهنمه و اون کجا و من کجا...
خدایا نمیدونم چیکار کنم...+++++++++++++
در جواب نظر یه خواهر :
اولا بهش گفتم.
دوم اوضاع مالی اونا بهتره
ولی اینقدرم که شما گفتید داستان شاهزاده و گدا به ما نمیخوره.
بعدشم دوس ندارم رو دختر مردم اسم بزارم وقتی وضع مالی به حد نرسیده پا پیش بزارم.
سطح شعور بالا ست.
تمام حرفام هم بهش گفتم.
--------
کسی روکه دوست دارید بهش نگید دیر میشه ولی بگید کم میاره میزنه زیر حرفاش ...
کم آوردی گل نازم
تا فهمیدی دوست دارم
تا فهمیدی که میخوام با تو باشم
تا فهمیدی تو رو میخوام
زدی زیر همه حرفات
تو با من بودی ... اما
همه فکرت پیشه اونا
----------------------
خدایا چرا یکی که میخواد درست باشه نمیزارن... یا نمیزاری!!!
مثال بزنم بیا اینم مثال...
برای مشاهده این نامه احساس حتما به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
روز به روز که ميگذرد بيشتر عاشقت ميشوم
اين لحظه هاي عاشقانه که ميگذرد بيشتر محو عشق بي همتاي تو ميشوم
کسي نيست مانند تو ، گرچه نميگردم به دنبال يکي مثل تو، اما اعتراف ميکنم که يار وفاداري نيست در دنيا غير از تو!
بگذار خيره شوم به چشمهاي زيباي تو ، نميبخشم چشمهايم را اگر لحظه اي جز چشمانت خيره شوند به اطراف تو
روز به روز که ميگذرد بيشتر قدر روزهايي که گذشته را ميدانم ، لحظه به لحظه با تو غنيمت است ، تمام روزهايي که گذشته مقدس است ، بگذار تعظيم کنم در برابر عشق پاک تو…
کسي که نميداند عشق چيست ، تو فهميدي عاشق واقعي کيست ، باز هم تکرار ميکنم مثل تو در اين دنيا نيست!
عزيزم قدر تو را بيشتر از هميشه ميدانم ، هميشه وقتي ميبينم تو را، با تمام وجود دوست داشتن را از چشمانت ميخوانم
نجات دادي مرا از زندان غمها ، زماني که تنها بودم
عاشقانه صدا کردي مرا از آنجا که درگير سکوت بودم
من که وقتي تو را ديدم مات و مبهوت بودم ، باور نميکردم تو را به دست آورده ام، باور نميکردم با تو به سرزمين عشق و احساس آمده ام
روز به روز که ميگذرد ، مثل امروز ،از ديروز عاشقتر ميشوم
سلام امشب که اولین مطلب رو دوباره تو وب آپ میکنم ، در حالیه که چند سالی میگذره از آخرین مطلبی که اینجا گذاشته بودم.
** مجبور شدم مطالب و زحمات این 4 یا 5 ساله که مداوم این وب رو بروز میکردم بخاطر اینکه خواستم این وب رو کامل اختصاص بدم به مطالب شخصی همه مطالب این چند سال رو حذف کنم. همش تقصیر توست اینم برام جبران کن.**
بازدید کننده هایی که این وب رو میشناسند میدونند مطالب قبلی تو چه موضوعاتی بود، که آلان لازم نیست دوباره بگم .خوب اون موقع کم سن تر بودم و البته یه نمه شر و شیطون تر ، وبگفته بعضی از دوستان ، ولش کن نگم بهتر...
تو این چند سال که میگذره یه وب آزمایشی داشتم و صد البته که هنوز هم هست ، آزمایشی ، از این بابت که داشتم روی اینکه بازید کننده ها رو بایک سری مطالب فرعی بکشم تو وب و یه سری مطلب که خودم میخواستم رو بهشون نشون بدم . به قول یک استادی تو ضمیر ناخداگاهشون نفوذ کنم البته تا اواخر سال 88 موفق بودم و روز هایی با 600 تا 700 بازدید کنند برای یه وبی که در حقیقت چیزی از خودش ارائه نمیداد خیلی خوب بود مخصوصا از نظراتی که میگرفتم خیلی راضی بودم.
امّا ... وقتی...
ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب

